نیمه ی اول تموم شد ...
نیمه ی اول تمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوم شد ... هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــورااااااااااااااااااااااااااااااااا!

امروز یکشنبه ست ... 24 فروردین 1393
و من امروز وارد نیمه ی دوم بارداری شدم ... 20 هفته تمام ... روز 141 بارداری ...
وای چقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر حس خوبیه ، اینکه تانیمه ی راه رو به سلامت طی کردیم!

نیمه ی اول بارداری رو با تمام سختی ها و شیرینی ها و لذتهاش پشت سر گذاشتم ... ![]()
انگار خیلی زود گذشت ... روزایی که حالم خیلی بد بود ، احساس میکردم این روزا هرگز تموم نمیشه و
من هیچ وقت حالم بهتر نمیشه !! ...
اما امروز ؛
هوا خوبه ، تو هم خوبی ، منم بهتر شدم انگار ... ![]()
من خوبم ، خوبِ خوب ... پرنس ما هم خوبه ... ![]()
و از اون بی حالی ها و حالت تهوع ها و درد ها هم خبری نیست ... ![]()
امروز من شاد ِ شادم ... 
یه شازده کوچولوی دوست داشتنی تو راه داریم 
که برای ورودش به دنیای زمینیمون لحظه شماری میکنیم 
حس خوب مادر شدن رو دارم تجربه میکنم که با هیچ چیز قابل قیاس نیست 
پسرکم سالمه ، صدای قلبش برام قشنگترین صدای دنیاست 

تکونهای گاه و بی گاهش توی دلم ، بهترین لحظه های زندگیم رو میسازه ...
از الان لحظه های شیرین خندیدنش رو تصور میکنم و لذت میبرم و
هر لحظه فداش میشم ... 
خدایا شکرت ، به خاطر همه چیز ...
به خاطر اینکه فرشته ای بمون بخشیدی که دنیامون رو رنگی کرده ...
به خاطر اینکه هستی و هوامون رو داری ...
به خاطر اینکه تمام این 20 هفته دستهای گرمت رو دور ما حلقه کردی و
ما رو آروم آروم تا اینجا آوردی ...
به خاطر اینکه تو تک تک لحظه هام حضورت رو حس میکنم ...
کرور کرور شکر به خاطر همسری مهربان و پسرکی از جنس آفتاب ... 
خدای خوبم ؛
ازت میخوام که بازم هوامون رو داشته باشی ... 
ازت میخوام دستهای گرمت رو از دور خونواده سه نفری ما برنداری ... 
ازت میخوام تو بقیه راه هم بامون باشی ... 
این فرشته رو در پناه لطفت برامون حفظ کنی و
صحیح و سالم و به موقع به آغوشمون ببخشی ... 
![]()


نیمه ی اول تموم شد ...
